<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: فارسی : زبان عقیم-قسمت اول</title>
	<atom:link href="http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part1/</link>
	<description>یک سایت دیگر با وردپرس</description>
	<lastBuildDate>Sun, 18 Jul 2010 03:26:29 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
	<item>
		<title>با: مهران</title>
		<link>http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part1/#comment-46</link>
		<dc:creator>مهران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Jul 2010 07:10:42 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://roozbehmd.com/?p=309#comment-46</guid>
		<description>من هم به آدرس سره‌يِ انجمنِ فارسي سر زدم
كلمات و اصطلاحاتِ پيش‌نهاديِ اين انجمن دل‌چسب و كاربردي نيست.
مثلاً كلمه‌ي «بزم‌آورد» به‌جايِ « ساندويج» يا «آب‌زي‌دان» به‌جاي «آكواريوم» و بقيه پيش‌نهاد‌ها هم به‌هم‌چنين.
نازايي‌ِ زبان فارسي در كاربردِ روزانه‌يِ اين زبان براي همه مشهود است و اين نكته زماني بيشتر خود نمايي مي‌كند كه متونِ تخصصي فني مانند &quot;ايزو&quot; يا متون مديريتي مانندِ &quot;PMBOK&quot; يا متونِ مهندسي را بخواهيم از زبان انگليسي به زبانِ فارسي بر‌گردانيم.
مفهوم و معنايِ مورد نظرِ نويسنده‌يِ انگليسي معمولاً غير قابل انتقال به زبانِ فارسي است به‌گونه‌اي كه اكثراً مجبور به استفاده از لغت‌هايِ عربي براي بيانِ مفهومِ اين‌گونه متون هستيم. بطور مثال &quot;Develop Documents&quot; غير قابل ترجمه به زبانِ فارسي است. و بايد از لغاتِ عربي برايِ ترجمه‌ي اين واژه استفاده كرد «تدوينِ مستندات». البته دوستانِ مترجم به اشتباه واژه‌يِ «گسترش مستندات» يا «توسعه‌ي مستندات» را به‌كار مي‌برند كه واژه‌ي «گسترش» با مفهوم مورد نظر نويسنده‌ي انگليسي هم‌آهنگ نيست هم‌چنين كاربردِ آن با واژه‌ي «مستندات» بي‌معني است. و واژه‌ي «توسعه» علاوه بر بي‌معني بودن براي «مستندات» از طرفي عربي نيز مي‌باشد.ِ</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هم به آدرس سره‌يِ انجمنِ فارسي سر زدم<br />
كلمات و اصطلاحاتِ پيش‌نهاديِ اين انجمن دل‌چسب و كاربردي نيست.<br />
مثلاً كلمه‌ي «بزم‌آورد» به‌جايِ « ساندويج» يا «آب‌زي‌دان» به‌جاي «آكواريوم» و بقيه پيش‌نهاد‌ها هم به‌هم‌چنين.<br />
نازايي‌ِ زبان فارسي در كاربردِ روزانه‌يِ اين زبان براي همه مشهود است و اين نكته زماني بيشتر خود نمايي مي‌كند كه متونِ تخصصي فني مانند &#8220;ايزو&#8221; يا متون مديريتي مانندِ &#8220;PMBOK&#8221; يا متونِ مهندسي را بخواهيم از زبان انگليسي به زبانِ فارسي بر‌گردانيم.<br />
مفهوم و معنايِ مورد نظرِ نويسنده‌يِ انگليسي معمولاً غير قابل انتقال به زبانِ فارسي است به‌گونه‌اي كه اكثراً مجبور به استفاده از لغت‌هايِ عربي براي بيانِ مفهومِ اين‌گونه متون هستيم. بطور مثال &#8220;Develop Documents&#8221; غير قابل ترجمه به زبانِ فارسي است. و بايد از لغاتِ عربي برايِ ترجمه‌ي اين واژه استفاده كرد «تدوينِ مستندات». البته دوستانِ مترجم به اشتباه واژه‌يِ «گسترش مستندات» يا «توسعه‌ي مستندات» را به‌كار مي‌برند كه واژه‌ي «گسترش» با مفهوم مورد نظر نويسنده‌ي انگليسي هم‌آهنگ نيست هم‌چنين كاربردِ آن با واژه‌ي «مستندات» بي‌معني است. و واژه‌ي «توسعه» علاوه بر بي‌معني بودن براي «مستندات» از طرفي عربي نيز مي‌باشد.ِ</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: روزبه</title>
		<link>http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part1/#comment-45</link>
		<dc:creator>روزبه</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 22:46:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://roozbehmd.com/?p=309#comment-45</guid>
		<description>دوست عزیز، ضمن احترام به نظر شما ، دو نکته رو عرض کنم :
1) کاشکی از ادبیات بهتری استفده میکردین. اگر شما با نظر یک نفر - که از قضا آدم خبره ای هم هست - مخالفین، الزاما به معنای خام بودن اون نظر نیست
2) خیلی خوشحال میشم اگر برای بهتر شدن بحث و افزایش آگاهی همه دوستان - بخصوص خود من - برای حرفتون مثال هایی هم بیارین. این کار به روشن تر شدن موضوع کمک زیادی میکنه

شاد باشید

روزبه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیز، ضمن احترام به نظر شما ، دو نکته رو عرض کنم :<br />
1) کاشکی از ادبیات بهتری استفده میکردین. اگر شما با نظر یک نفر &#8211; که از قضا آدم خبره ای هم هست &#8211; مخالفین، الزاما به معنای خام بودن اون نظر نیست<br />
2) خیلی خوشحال میشم اگر برای بهتر شدن بحث و افزایش آگاهی همه دوستان &#8211; بخصوص خود من &#8211; برای حرفتون مثال هایی هم بیارین. این کار به روشن تر شدن موضوع کمک زیادی میکنه</p>
<p>شاد باشید</p>
<p>روزبه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زادمهر سرافراز به ایرانی بزرگ پارسی</title>
		<link>http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part1/#comment-44</link>
		<dc:creator>زادمهر سرافراز به ایرانی بزرگ پارسی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 22:41:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://roozbehmd.com/?p=309#comment-44</guid>
		<description>زبان پارسی توانائیهای ارزشمند تری دارد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زبان پارسی توانائیهای ارزشمند تری دارد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زادمهر سرافراز به ایرانی بزرگ پارسی</title>
		<link>http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part1/#comment-43</link>
		<dc:creator>زادمهر سرافراز به ایرانی بزرگ پارسی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 22:40:02 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://roozbehmd.com/?p=309#comment-43</guid>
		<description>بسیار دیدگاه و نوشته خام ونسنجیده و بچگانه ای بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بسیار دیدگاه و نوشته خام ونسنجیده و بچگانه ای بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: روزبه</title>
		<link>http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part1/#comment-42</link>
		<dc:creator>روزبه</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 Jan 2010 18:28:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://roozbehmd.com/?p=309#comment-42</guid>
		<description>قسمتی از این مقاله که بیشتر مورد نظر من بود مربوط به استفاده از فعل های مرکب به جای فعل های بسیط و زایا نبودن این فعل ها بود. البته به آدرسی که داده بودید هم رفتم و برایم بسیار جالب بود.  البته عدم تسلط من در هر دو زبان، مسلما یکی از دلایل بوجود آمدن این تصور من در عدم توانایی زبان فارسی بوده، ولی در مورد فعل های ساده و مرکب، من با نویسنده مقاله موافقم.  به سادگی میتوان مشاهده کرد که استفاده از فعل هایی که با -کردن ساخته میشوند بسیار زیاد است. در هر حال از اینکه مقاله را خوانده اید خوشحالم و به زودی قسمت دوم این مقاله را هم خواهم گذاشت. ضمن اینکه خوشحال میشوم اگر ایرادی به مقاله دارید ، به ذکر مثال از خود متن مقاله باشد.
باز هم ممنون از توجه شما</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>قسمتی از این مقاله که بیشتر مورد نظر من بود مربوط به استفاده از فعل های مرکب به جای فعل های بسیط و زایا نبودن این فعل ها بود. البته به آدرسی که داده بودید هم رفتم و برایم بسیار جالب بود.  البته عدم تسلط من در هر دو زبان، مسلما یکی از دلایل بوجود آمدن این تصور من در عدم توانایی زبان فارسی بوده، ولی در مورد فعل های ساده و مرکب، من با نویسنده مقاله موافقم.  به سادگی میتوان مشاهده کرد که استفاده از فعل هایی که با -کردن ساخته میشوند بسیار زیاد است. در هر حال از اینکه مقاله را خوانده اید خوشحالم و به زودی قسمت دوم این مقاله را هم خواهم گذاشت. ضمن اینکه خوشحال میشوم اگر ایرادی به مقاله دارید ، به ذکر مثال از خود متن مقاله باشد.<br />
باز هم ممنون از توجه شما</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: لئون</title>
		<link>http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part1/#comment-41</link>
		<dc:creator>لئون</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 Jan 2010 18:04:42 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://roozbehmd.com/?p=309#comment-41</guid>
		<description>«زبان فنّیِ فارسی، زبان نیرومندی است؛ از عهده واژه‌سازی و بیان مفهومهای فنّی خوب برمی‌آید، ولی این قدرت را باید در مجموعه عملکرد دستگاه واژه‌سازی فنّیِ زبان فارسی و دارندگیهای واژگانی و زبانیِ آن جستجو کرد و دید؛ مثلاً آنچه ما امروز به آن «صنایع دستی» می‌گوییم، روزگاری صنایع رسمی و علمیِ کشور ما بوده است. بعضی از این صنایع ـ مثل فلزکاری ـ سابقه هفت‌هزارساله دارند؛ تا زمان صفویه هم خوب جلو آمده‌اند، اما بعد از آن بر اثر یورش صنعت بیگانه از نفس افتاده‌اند. حالا واژگان صنایع دستی یا صنایع سنتی پشتوانه مهم زبان فارسیِ فنّی به حساب می‌آید. در رشته‌های علمی و فنّیِ دیگر هم، اگر نسبت به هم «همخانه» حساب نشوند «همسایه» حساب می‌شوند، دستگاه واژه‌سازی و بیانی غوغا کرده است. برای نمونه اسم گلها و گیاهان، اصطلاحات بنّایی و کشاورزی، اصطلاحات نظامی، معدنکاری، زمین‌شناسی و صنایع چوب و جنگل را در نظر بگیرید. یک نمونه خیلی جالب اصطلاحات ورزشی است؛ به استناد کتاب «لغت‌نامه ورزشی» (نوشته ناصر مفخم) تا سال 1347 بیشتر از 260 اسم برای فنون کشتی وجود داشته است. به نظر من همه این دارندگیها جزو پشتوانه‌های زبان فارسیِ فنّی حساب می‌شوند.» برگرفته از نوشتار «زبان فنّیِ فارسی و راههای گسترش آن» از کتاب «مجموعه مقالات همایش زبان فارسی و زبان علم»، نوشته شهریار بهرامی‌اقدم، مرکز نشر دانشگاهی، 1372

اينكه براي ترجمه يك جمله به زبان فارسي گاهي ناچار مي شويم از سه چهار جمله استفاده كنيم، در ترجمه از زبان فارسي به زبان‌هاي ديگر هم مصداق دارد و لزوماً دليلي بر ضعف يا قوت زبان مبدا يا مقصد نيست، بلكه بيشتر به توانايي مترجم و تسلطش بر هر دو زبان برمي‌گردد. ضمن اينكه از بيست سال پيش تابه‌حال يشرفت‌هاي محسوسي در استفاده از توانايي هاي زبان فارسي انجام شده و واژه‌هاي فني بسياري ساخته و استفاده شده‌اند. براي نمونه اينجا را ببينيد:
http://www.farsisare.com/spip.php?rubrique1</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>«زبان فنّیِ فارسی، زبان نیرومندی است؛ از عهده واژه‌سازی و بیان مفهومهای فنّی خوب برمی‌آید، ولی این قدرت را باید در مجموعه عملکرد دستگاه واژه‌سازی فنّیِ زبان فارسی و دارندگیهای واژگانی و زبانیِ آن جستجو کرد و دید؛ مثلاً آنچه ما امروز به آن «صنایع دستی» می‌گوییم، روزگاری صنایع رسمی و علمیِ کشور ما بوده است. بعضی از این صنایع ـ مثل فلزکاری ـ سابقه هفت‌هزارساله دارند؛ تا زمان صفویه هم خوب جلو آمده‌اند، اما بعد از آن بر اثر یورش صنعت بیگانه از نفس افتاده‌اند. حالا واژگان صنایع دستی یا صنایع سنتی پشتوانه مهم زبان فارسیِ فنّی به حساب می‌آید. در رشته‌های علمی و فنّیِ دیگر هم، اگر نسبت به هم «همخانه» حساب نشوند «همسایه» حساب می‌شوند، دستگاه واژه‌سازی و بیانی غوغا کرده است. برای نمونه اسم گلها و گیاهان، اصطلاحات بنّایی و کشاورزی، اصطلاحات نظامی، معدنکاری، زمین‌شناسی و صنایع چوب و جنگل را در نظر بگیرید. یک نمونه خیلی جالب اصطلاحات ورزشی است؛ به استناد کتاب «لغت‌نامه ورزشی» (نوشته ناصر مفخم) تا سال 1347 بیشتر از 260 اسم برای فنون کشتی وجود داشته است. به نظر من همه این دارندگیها جزو پشتوانه‌های زبان فارسیِ فنّی حساب می‌شوند.» برگرفته از نوشتار «زبان فنّیِ فارسی و راههای گسترش آن» از کتاب «مجموعه مقالات همایش زبان فارسی و زبان علم»، نوشته شهریار بهرامی‌اقدم، مرکز نشر دانشگاهی، 1372</p>
<p>اينكه براي ترجمه يك جمله به زبان فارسي گاهي ناچار مي شويم از سه چهار جمله استفاده كنيم، در ترجمه از زبان فارسي به زبان‌هاي ديگر هم مصداق دارد و لزوماً دليلي بر ضعف يا قوت زبان مبدا يا مقصد نيست، بلكه بيشتر به توانايي مترجم و تسلطش بر هر دو زبان برمي‌گردد. ضمن اينكه از بيست سال پيش تابه‌حال يشرفت‌هاي محسوسي در استفاده از توانايي هاي زبان فارسي انجام شده و واژه‌هاي فني بسياري ساخته و استفاده شده‌اند. براي نمونه اينجا را ببينيد:<br />
<a href="http://www.farsisare.com/spip.php?rubrique1" rel="nofollow">http://www.farsisare.com/spip.php?rubrique1</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: MiLaD</title>
		<link>http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part1/#comment-40</link>
		<dc:creator>MiLaD</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 Jan 2010 10:34:41 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://roozbehmd.com/?p=309#comment-40</guid>
		<description>روزبه عزیز به مسئله خیلی مهم و تاثیرگذاری اشاره کردی و از مقاله زیبایی استفاده کردی بسیار استفاده بردم
همیشه شاد باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روزبه عزیز به مسئله خیلی مهم و تاثیرگذاری اشاره کردی و از مقاله زیبایی استفاده کردی بسیار استفاده بردم<br />
همیشه شاد باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
