با سلام به همه دوستان و تبریک سال نو
غیبت و بد قولی های من روز به روز بیشتر میشه. همینطور پروژه ها و کارهایی که بایستی انجام میدادم…و ندادم. مهمترینش هم بررسی سریال Lost بود که هنوز در چند دقیقه اول مونده. این روزها، اوضای خدمت سربازی من از همیشه بدتره و همونطور که میشد حدس زد، لحظه تحویل سال نو رو هم در خدمت دوستان و سربازان غیور کشورمون در پادگان بودم! از طرفی، زندگی هم خرج و مخارج داره و مجبور شدم برای اینکه اوضاع از این هم بدتر نشه، چند تا کار ترجمه قبول کنم که اون ها هم شده قوز بالا قوز. در هر حال، اول از همه از دوستایی که به یاد من بودن و بخصوص با پیامهای تبریک سال نو، بنده رو شرمنده کردن تشکر میکنم. به همه دوستان هم قول میدم که به زودی مطالب سایت رو آپدیت میکنم….غم نان اگر بگذارد!
************************************************
دیشب توفیق اجباری دست داد و حدود 10 دقیقه از فیلم سینمایی Transformers رو از صدا و سیمای وزین کشورمون دیدم.
بماند که به نظرم فیلم خیلی مسخره ای اومد، اما یک جمله خاص در این فیلم، بدجور توجه من رو جلب کرد:
در ک صحنه از فیلم، یکی از آدم آهنی ها – یا هر چیز دیگه ای که هستن – در حالکه از دست نیروهای پلیس – که به سمتش اسلحه کشیده بودن – گفت : یه تیکه از منو میخاین؟!
وجود چنین ضعف هایی در ترجمه ارگان بزرگی مثل صدا سیما، مایه خجالته. عبارتی که در اون جمله بکار رفته احتمالا اینه
Do you want a piece of me?
حالا سعی میکنیم معنی این عبارت رو پیدا کنیم. با یک جستجوی ساده توی گوگل، این معنی به دست میاد:
(You) want a piece of me? definition
1. interrog.
Do you want to fight with me? : Come on, Wussy. You want a piece of me?
این جمله، عملا برای تهدید در موقع دعوا کردن به کار میره. یه چیزی توی مایه های ” میخای نشونت بدم با کی طرفی؟ ” یا از همه بهتر ” دلت کتک میخاد؟ “
باز هم سال نو رو به دوستان تبریک میگم. راستی هفت سین ما توی پادگان این شکلی بود :













مارس 31st, 2010 at 11:13 ب.ظ
خوشحالم که بلاگت رو آپدیت کردی روزبه جان دلم حسابی براش تنگ شده بود
[پاسخ]
آوریل 3rd, 2010 at 9:38 ق.ظ
سلام روزبه جان!
خیلی خوشحال شدم دیدم آپدیتی!
من از پارسال که ترجمه های افتضاح صدا سیما رو از فیلم های زیبای سال دیدم، دیگه پشت دستمو داغ کردم هیچ فیلمی رو که اینا پخش کنن نبینم! هنوز یادم نمی ره… Imagine Walls رو ترجمه کرده بود دیوارهای جادوئی!!!
)
خیلی ترجمه هاشون خوبه، به Listeningشون هم قناعت می کنن
[پاسخ]
آوریل 3rd, 2010 at 10:52 ب.ظ
سلام روزبه جان
بالاخره آپدیت کردی
نگرانت شده بودیم
امیدوارم غم نان هم بگذرد و بگذارد ولی…
ولش کن، منتظر نقد های خوبت می مونیم
سال نو مبارک
[پاسخ]
آوریل 15th, 2010 at 6:40 ق.ظ
سلام
من هم آبان و آذر خدمت بودم..البته واسه ما پزشكا كمي خدمت فرق ميكرد..خورده بوديم توي موج اول انفولانزا و به همين دليل كار طبابت رو از توي همون پادگان شروع كرديم
راستي خيلي با ترجمه اسكرابت حال كردم..كسي مثل من كه پزشكه ميفهمه چي كردي؟
عالي بود كاش ترجمه سريال پرستاران و اناتومي گري رو هم دست مي گرفتي بي تعارف نجف دريابندري هستي تو عالم زيرنويس
براوو
يا حق
[پاسخ]
آوریل 17th, 2010 at 12:45 ب.ظ
روزبه اینقدر شیطونی نکن پست بزن تو این بلاگ دلمون تنگ شد
[پاسخ]
روزبه پاسخ در تاريخ آوریل 17th, 2010 2:36 ب.ظ:
میلاد جان! چشم!! اگر عمری بود، امشب تا آخر شب نتیجه بررسی اپیزود اول لاست رو میزنم
[پاسخ]