شاید هیچ چیز به اندازه از دست دادن یک دوست دردناک نباشه. من آدم های زیادی رو از زندگیم حذف کردم، تعداد زیادی از دوستام، الان انقدر دورن که باید فقط با خاطراتشون زندگی کنم، و جبر زمانه هم یک نفر رو به دردناک ترین شکل ازم جدا کرد. ولی بدترین چیز، اینه که یک دوست رو- بیشتر به خاطر اشتباه خودت – از دست بدی و تقریبا هیچ وقت ، فرصت جبرانش رو پیدا نکنی. و وای به حالت اگر با اون دوست انقدر خاطره داشته باشی که به هرجا که نگاه کنی، یادش بیفتی…دیگه واقعا پدرت در میاد!!
من مثل بعضی ها سعی نمیکنم این جور خاطرات رو حذف کنم، خاطره های تلخ هم جزئی از زندگین و هیچ کس نمیتونه اونا پاک کنه…
آهنگی که امشب براتون میگذارم، جدای اینکه آهنگ بسیار زیباییه، و همیشه از گوش دادنش لذت میبردم، یه آهنگ خاصه. چون کسی این آهنگ رو به من داد ، دوست عزیزی بود و شاید تنها دوستی بود که واقعا حس میکنم از دست دادمش.

آهنگ Bed of Roses مال سال 1992 هست و توسط خود Bon Jovi ساخته شده. ظاهرا این آهنگ، حاصل یکشب مستی توی هتل و Hangover بعد از اونه.
علاوه بر نسخه صوتی معمولی و کم حجم آهنگ، یه کلیپ تصویری از اجرای زنده اون رو هم – که به نظرم بسیار زیباست – واستون میگذارم. فرمت این فایل FLV هست و قاعدتا ممکنه با نرم افزار های معمولی نتونید اون رو باز کنید. باید با K-Lite یا VLC اون رو ببینید. فایل های صوتی هم به فرمت MP3 و WMA هستن که قاعدتا نباید با اونها مشکلی داشته باشین
شاد باشید












آوریل 24th, 2010 at 6:55 ب.ظ
ممكنه سعي كنيم خاطرات بد رو از ذهنمون حذف كنيم، ولي اثري كه اونها روي ما ميذارن پاك شدني نيست! فقط شايد بشه باهاشون كنار اومد …
[پاسخ]
آوریل 30th, 2010 at 3:44 ب.ظ
از دست دادن دوست …
تا برای نوه هام تعریفشون کنم.
راستش باید خیلی سخت باشه؛ من تا حالا برام پیش نیامده …
هرجور بوده اون دوستی رو که ازش دور شده بودم دوباره پیدا کردم؛ مثل دوستی که اون هفته ای بعد از بیست سال دیدمش (دوست های اینچنینی مثل ورق هایی از زندگی ما هستن که جدا ناپذیرن … )
ولی در مورد خاطرات … من ترجیح می دم به خاطرات تلخ (من می خوام بگم خاطره هایی که براثر اشتباه خودم به وجود اومدن) کمتر فکر کنم و فکرم رو به چیزهای دیگه مشغول می کنم … بگذریم که گاهی هم از دستشون می خندم … نمی دونم … هرچی که برگشتن به خاطره ها برای من همیشه مثل مرداب بودن … اگر سفت و محکم بخوام بهشون فکر کنم و از جون و دل بشینم سرشون … مطمئنناً می میرم.
ولی همه رو یه جا ثبت کردم برای روز پیری
[پاسخ]