<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ROOZBEHMD SUBTITLE ZONE &#187; زبان شناسی</title>
	<atom:link href="http://roozbehmd.com/tag/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://roozbehmd.com</link>
	<description>بررسی زیرنویس فارسی فیلم و سریال</description>
	<lastBuildDate>Thu, 12 Aug 2010 10:48:12 +0000</lastBuildDate>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>فارسی زبان عقیم-قسمت دوم</title>
		<link>http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part2/</link>
		<comments>http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part2/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 Jan 2010 08:59:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>روزبه</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[بررسی]]></category>
		<category><![CDATA[زبان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا باطنی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://roozbehmd.com/?p=313</guid>
		<description><![CDATA[قسمت دوم از مقاله فارسی زبان عقیم از دکتر باطنی با این همه زبان فارسی می تواند یک زبان علمی باشد، به شرط اینکه کند و زنجیری را که ما به پای آن زده ایم باز کنیم. ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نشان دهیم که زبان فارسی زایایی لازم را بالقوه دارد. منتها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: x-large;">قسمت دوم از مقاله فارسی زبان عقیم از دکتر باطنی</span></p>
<p>با این همه زبان فارسی می تواند یک زبان علمی باشد، به شرط اینکه کند و زنجیری را که ما به پای آن زده ایم باز کنیم. ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نشان دهیم که زبان فارسی زایایی لازم را بالقوه دارد. منتها ما این توانایی را از قوه به فعل نمی آوریم. ولی‌ پیش از آنکه در این بحث وارد شویم، باید به چند نکته توجه داشته باشیم.<br />
<span id="more-313"></span> الف واژه های علمی برای مردم کوچه و بازار ساخته نمی شوند، بلکه برای جمعی کارشناس و اهل فن و دانشجویانی که در رشتهً خاصی تحصیل می کنند، ساخته می شوند. بنابراین اگر انتظار داشته باشیم که واژه های تازه را همه بفهمند و احتمالا خوششان هم بیاید، انتظار بی‌جایی است. شما یقین داشته باشید معنی ionize و دیگر مشتقات آن را که در آغاز این مقاله برشمردیم جز گروهی اهل فن، انگلیسی زبانهای معمولی نمی دانند و شاید هم هیچگاه نشنیده باشند.<br />
ب برنامه ریزی زبانی ( language planning ) از کارهایی است که بسیاری از کشورها به آن دست می زنند. در برنامه ریزی زبانی آگاهانه در مسیر زبان دخالت می کنند؛ بعضی روندها را تند و بعضی دیگر را کند می کنند تا برآیند آن متناسب با نیاز جامعه باشد. برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید باید اضافه کرد که این دخالت ها از آن گونه نیست که مثلا مردم نباید بگویند &#8220;حمام گرفتن&#8221; بلکه باید بگویند &#8220;به حمام رفتن&#8221; و مانند آن، بلکه مسائلی درحیطهً برنامه ریزی زبانی قرار می گیرند که به خط مشی کلی زبان مربوط شوند: مثلا دادن پاسخ به این سوال که آیا در واژه سازی علمی باید فقط از عناصرزندهً زبان استفاده کرد یا می توان ریشه ها و پیشوندها و پسوندهای مرده را نیز احیا کرد و به کار گرقت؟ یا اینکه آیا می توان از عناصر قرضی در زبان فعل ساخت و مثلا گفت &#8220;تلویزیدن&#8221; ؟ و &#8220;تلویزیده&#8221; ؟ و مانند آن.<br />
پ نکتهً مهم دیگر این است که مشکل واژه های علمی را باید یکجا و به طور خانواده ای حل کرد. مثلا اگر قرار باشد برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردیم و در انگلیسی همه از ion ساخته شده اند برابرهایی ساخته شوند باید شیوه ای به کار گرفت که نه تنها جوابگوی آن ۱۳ اصطلاح باشد، بلکه اگر به تعداد آنها افزوده شد نیز همچنان کارساز باشد.<br />
با توجه به نکاتی که در بالا گفته شد اکنون راه هایی را که برای واژه سازی‌علمی مفید به نظر می رسند به بحث می گذاریم. در واقع آنچه من می‌خواهم بگویم حرف تازه ای نیست؛ دیگران قبلا آنها را گفته و حتا عمل کرده اند. منظور من توجیه درستی راهی است که آنها رفته اند و بر طرف کردن سوء تفاهماتی که از این رهگذر در ذهن بعضی از افراد به وجود آمده است.<br />
۱- مهم ترین راه و بارورترین روش برای ساختن واژه های علمی، ساختن مصدر تبدیلی یا به اصطلاح &#8220;مصدر جعلی&#8221; است. در فارسی نیز مانند انگلیسی، فرانسه، عربی و بسیاری از زبانهای دیگر باید از اسم یا صفت فعل بسازیم تا بتوانیم مشتقات لازم را از آن به دست بیاوریم و گره کار خود را بگشاییم.<br />
تنها با ساختن فعل است که می توان مشکل واژه های علمی را به طور گروهی حل کرد. مثلا اگر از &#8220;یون&#8221; با پسوند فعل ساز &#8221; یدن &#8221; فعل &#8220;یونیدن&#8221;ساخته شود، می توان تمام برابرهای لازم را برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردم به دست آورد: یونیدن، یونیده، یوننده، یونش، یونیدگی، یونش پذیر، یونش پذیری، اتاقک یونش، انرژی یونش، پتانسیل یونش، ردِ یونش، گاز یونیده، تابش یوننده، ونیز بسیاری دیگر که ممکن است بعدا مورد نیاز باشند.<br />
چنان که پیش تر گفته شد، این حرف تازه ای نیست: آقای دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی ( ۱۱ )همین پیشنهاد را می کنند، منتها ایشان معتقدند که مادهً فعل نیز باید از اصل فارسی باشد. پیش تر به دکتر محمود هومن و گرایش او به ساختن فعل های تبدیلی نیز اشاره کردیم. ولی نخستین کسی که به این فکر جامهً عمل پوشانید دکتر غلامحسین مصاحب بود که در دایرة المعارف فارسی افعالی مانند &#8221; قطبیدن &#8220;، &#8220;اکسیدن&#8221;، &#8220;برقیدن&#8221;، &#8220;یونیدن&#8221; را به کار برد والحق که به کار درستی دست زد.<br />
امروز نیزگروه های واژه سازی در مرکز نشر دانشگاهی از همین خط مشی پیروی می کنند. در اینجا برای رفع سوء تفاهم بد نیست چند نکته را توضیح بدهیم.<br />
الف من معتقد به &#8220;فارسی سره&#8221; که در آن هیچ واژهً عربی یا فرنگی نباشد، نیستم زیرا آن را غیر عملی می دانم. تلاش برای یافتن برابری فارسی برای &#8220;یون&#8221; کاری است عبث. ولی معتقد نیستم که &#8220;یونیزاسیون&#8221; و &#8221; یونیزه &#8221; و دیگر مشتقات آن باید در فارسی به کار روند.<br />
زیرا زبان فارسی توانایی ساختن این مشتقات را دارد. از سوی دیگر، من معتقد به طرد واژه های متداول عربی در فارسی نیستم. بعضی از این واژه ها قرن هاست که در فارسی به کار رفته اند و امروز جزو واژگان زبان فارسی هستند، همان طور که تعداد کثیری از واژه های فارسی به صورت معرب در عربی به کار می روند و امروز جزء لاینفک زبان عربی هستند. &#8220;در مورد تاثیر زبان فارسی بر عربی از خود قرآن کریم سخن آغاز می کنیم. می بینیم کلمات فارسی فراوانی در این کتاب آسمانی آمده و باز می بینیم که برخلاف خوی ملی گرایی و تعصب عربها یا ایرانیان یا هرنژاد دیگری که می گویند باید زبان را از واژه های بیگانه پیراسته کرد، این کتاب آسمانی از کلمات غیر عربی و از جمله فارسی‌استفاده کرده است.&#8221; ( ۱۲ )<br />
بنابراین وقتی صحبت از واژه سازی می شود نباید این توهم به وجود آید که منظور عربی زدایی است.<br />
ب بعضی از ادبای ما وقتی رواج واژه هایی نظیر &#8220;قطبیدن&#8221; را ( که در برابر polarize به کار رفته ) و یا &#8221; قطبش&#8221; و نظایر آن را می بینند دچار تشویش می شوند که &#8220;این جعلیات زبان شیرین فارسی را خراب می کنند، به گنجینهً پر ارزش ادب فارسی لطمه می زنند، رابطهً ما را با بزرگان ادب فارسی چون حافظ و سعدی قطع می کنند، در آثار قدما کی چنین چیزهایی آمده است؟ &#8221; و نگرانی‌ های دیگری از همین دست.<br />
در پاسخ این بزرگواران باید گفت: اولا &#8221; قطبیدن&#8221; از نظر ساخت هیچ فرقی با &#8221; طلبیدن&#8221; ندارد که عنصری و ناصرخسرو و خیام و سعدی و مولوی و حافظ و دیگر بزرگان ادب فارسی آن را به کار برده اند ( نگاه کنید به مدخل &#8220;طلبیدن&#8221; در لغت نامهً دهخدا). ثانیا واژه هایی مانند polarize ، iodize ، ionize و نظایر آن نیز در آثار بزرگان ادب انگلیسی مانند شکسپیر و میلتون و بایرون و جز آن دیده نمی شوند. ولی ساخته شدن این مصدرها در زبان انگلیسی و دهها مشتقی که از آنها به دست می آید هیچ زیانی به گنجینهً ادب زبان انگلیسی وارد نکرده است.<br />
امروز شور و شوق برای خواندن آثار شکسپیر شاید بیش از روزگاری باشد که این واژه ها ساخته نشده بودند. در واقع این دو قضیه هیچ ارتباطی با هم ندارند. ثالثا چنان که پیشتر گفته شد و شواهدی نیز در تایید آن آورده شد، زبان عربی که در نظر بسیاری از مردم زبان متحجری است، اصطلاحات علمی را به باب های مناسب می برد و مشتق های لازم را از آنها به دست می آورد.<br />
اگر چنین است، پس چرا ما از توان زبان فارسی استفاده نکنیم، فعل های تبدیلی نسازیم، و مشتق های لازم را به دست نیاوریم؟ در این میان کار واژه سازی زبان انگلیسی از همه جالب تر و آموزنده تر است. زبان انگلیسی واژهً ion را ( که به معنی &#8220;رفتن&#8221; است ) از یونانی عاریه می گیرد و در معنای علمی کاملا جدیدی به کار می برد. سپس پسوند ize را که از طریق لاتین از یونانی به دست آورده است بر آن می افزاید و فعل ionize را می سازد. در مرحلهً بعد، پسوند able را که از طریق فرانسه از لاتین به ارث برده به آن اضافه می کند و صفت ionizable را می سازد، و هیچ کس هم ایرادی نمی گیرد.<br />
ولی ما بعد از قرن ها هنوز می گوییم &#8220;طلبیدن&#8221; مصدر جعلی است، و اجازه نمی دهیم در زبان فارسی فعل جدیدی ساخته شود، آن هم با پسوند فعل سازی که متعلق به خود زبان فارسی است!<br />
باری، نگرانی های ادبای ما گرچه از روی دلسوزی است، ولی ریشه در واقعیت ندارد. شاید وقت آن رسیده باشد که برچسب &#8220;جعلی&#8221; و &#8220;جعلیات&#8221; از روی واژه های تازه پاک شود. اگر جز این کنیم، فارسی از لحاظ واژگان علمی زبانی عقیم باقی خواهد ماند.<br />
۲- یکی دیگر از راه هایی که باید برای واژه سازی علمی مورد استفاده قرار گیرد، بهره گرفتن از مشتقات فعل هایی است که هم اکنون در فارسی به کار می روند، یعنی ساختن مشتق از راه قیاس، اعم از اینکه آن مشتق ها در گذشته به کار نرفته باشند یا فعلا متداول نباشند: مثلا ساختن &#8221; نوشتار&#8221; به قیاس &#8220;گفتار&#8221; یا &#8220;رسانه&#8221; به قیاس &#8220;ماله&#8221; و مانند آن.<br />
دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی جدولی از ده فعل فارسی به دست می دهد که از هر کدام می توان بالقوه هفت مشتق به دست آورد که جمعا هفتاد صورت می شود. او می نویسد: &#8220;از هفتاد صورتی که دراین جدول داریم می بینیم که چهل و پنج صورت را به کار نمی بریم در حالی که به همهً آنها نیازمندیم. اکنون به آن بیفزایید صدها واژهً همکرد ( مرکب ) را که با آنها نساخته ایم و هزارها واژهً دیگر را که می توانیم تنها از این چند ریشه با گذاشتن پیشوند و پسوند های گوناگون&#8230; بسازیم.&#8221;<br />
از زمانی که دکتر مقدم این سخنرانی را ایراد کرد ( سوم دی ماه ۱۳۴۱ ) و بعدا به صورت دفتری چاپ شد تاکنون سه صورت از آنهایی که به کار نمی رفته به کار افتاده اند: نوشتار، ساختار، و سازه ( مهندسی سازه ).<br />
ما امروزه صفت &#8221; کُنا &#8221; را به کار نمی بریم، در حالی که از &#8221; کُن + آ &#8221; ساخته شده است مانند: گویا، شنوا، روا، توانا و جز آن. از این گذشته این صفت در گذشته به کار رفته است: &#8221; اگر اندر ذات وی بود، وی پذیرا بودی نه کنا &#8221; ( ۱۳ ) . همچنین است کنایی که به قیاس<br />
&#8221; توانایی&#8221;، &#8221; گویایی &#8221; و مانند آن ساخته شده است، و در گذشته نیز به معنی &#8221; کنندگی &#8221; به کار رفته است. نیز فعل &#8221; کنانیدن &#8221; در گذشته به صورت متعدی سببی به کار رفته است ( ۱۴ ). حال با استفاده از این امکانات زبان فارسی ما می توانیم مشکل یک گروه از اصطلاحات شیمی را چنین حل کنیم:<br />
کناننده activating کنا active<br />
کناننده activator کنایی activity<br />
کنانش activation کنانیدن activate<br />
انرژی کنانشی activation energy کنانیده activated<br />
منظور از این مثال این نیست که بگوییم اصطلاحاتی که شیمیدان ها در فارسی به کار می برند غلط است و باید آنها را دور بریزند و در عوض این مجموعه را به کار برند؛ بلکه منظور از آن نشان دادن امکانات ناشناختهً زبان فارسی و به ویژه نشان دادن اهمیت قیاس در واژه سازی علمی است. در مثال بالا، &#8221; کنا &#8220;، &#8221; کنایی &#8221; و &#8221; کنانیدن &#8221; همه قبلا در فارسی به کار رفته بودند. ولی فرض می کنیم که هیچ کدام از آنها به کار نرفته بودند. در آن صورت نیز ما می توانستیم همین مجموعه را یا نظایر آن را از روی قیاس بسازیم و به کار ببریم. حتا اگر ناچار بودیم می توانستیم این مجموعه را با واژه ای از اصل عربی بسازیم: فعال، فعالایی ( یا فعالیت )، فعالانیدن، فعالاننده، فعالانش، فعالانشی، و اشتقاق های لازم دیگر.<br />
ما باید خود را با نیازهای واژه سازی علمی بیشتر آشنا کنیم. باید این حرف را فراموش کنیم که ساختن &#8221; مصدر جعلی &#8221; جایز نیست. باید از این فرض نادرست دست برداریم که کاربرد واژه امری است &#8220;سماعی&#8221; و نه قیاسی.<br />
زبانی که قدما به کار برده اند جوابگوی نیازهای آن روز جامعهً ما بوده است. ما می توانیم و باید اندوخته ای را که آنها برای ما گذارده اند دست مایه قرار دهیم، ولی نمی توانیم تنها به آن اکتفا کنیم. باید کند و زنجیری را که ندانسته به پای زبان فارسی زده ایم باز کنیم و بگذاریم زبان همگام با نیازها و تحولات شگرف جامعهً امروز آزادانه پیش برود. اینجاست که نیاز به وجود یک فرهنگستان علوم کاملا احساس می شود، فرهنگستانی که با چشم باز به جهان واقعیات نگاه کند و بتواند سنجیده و خردمندانه گام بردارد.<br />
یاداشت ها<br />
۱- فرهنگ معین یکی از معانی &#8220;نمودن&#8221; را انجام دادن، عمل کردن، و کردن ضبط کرده است، همان گونه که امروز به کار می رود. مثلا: &#8220;تسلیم نمودن&#8221; به جای &#8220;تسلیم کردن&#8221;. دکتر معین یادآور می شود که بعضی از محققان این کاربرد را درست نمی دانند، ولی اضافه می کند: &#8221; باید دانست که بزرگان آن را استعمال کرده اند:<br />
پس سلیمان آن زمان دانست زود<br />
که اجل آمد، سفر خواهد نمود<br />
مثنوی<br />
۲- ناتل خانلری، پرویز، تاریخ زبان فارسی، جلد دوم، پیوست شمارهً۱. بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۵۲.<br />
۳- خانم پریوش غفوری، خانم اکرم شیرزاده فرشچی، و آقای دکتر عنایت الله صدیقی ارفعی.<br />
۴- Random House Dictionary of the English Language, ۱۹۸۶<br />
۵- ژاله رستم پور، پژوهشی دربارهً افعال مرکب، پایان نامهً فوق لیسانس زبانشناسی ۱۳۵۹.<br />
۶- از بعضی از فعل های مرکب گاه مشتقی رایج شده است، ‌ولی تعداد آنها بسیار اندک است.<br />
۷- از آقای دکتر رحمت حقدان سپاسگزارم که مرا در گردآوری اطلاعات لازم که به زبان پهلوی مربوط می شد یاری کردند.<br />
۸- صادقی، علی اشرف، &#8221; تحول افعال بی قاعدهً زبان فارسی &#8220;، مجلهً دانشکدهً ادبیات و علوم انسانی مشهد، شمارهً زمستان ۱۳۴۹.<br />
۹- از گفتگو با آقای دکتر احمد تفضلی در این زمینه بهره مند شده ام. از ایشان سپاسگزارم.<br />
۱۰- اکثر این شاهدها از لغت نامهً دهخدا گرفته شده اند.<br />
۱۱- مقدم، محمد، آیندهً زبان فارسی، انتشارات باشگاه مهرگان، دیماه ۱۳۴۱.<br />
۱۲- احمدی، احمد &#8221; ماهیت، ساخت و گسترهً زبان فارسی &#8220;، زبان فارسی، زبان علم، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵.<br />
۱۳- نگاه کنید به مدخل های مربوط در فرهنگ معین.<br />
۱۴- لغت نامهً دهخدا.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://roozbehmd.com/2010/01/farsi-unproductive-language-part2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

